ميرزا على خان نائينى ( صفاء السلطنة )
5
گزارش كوير ( سفرنامه صفاء السلطنه نايينى " تحفة الفقراء " ) ( فارسى )
اجتماعى ايران نوشتهاند مقام خاصى را داراست و با اندكى دقت مىتوان اوضاع اقتصادى و اجتماعى دردناك ايرانيان را در آن روزگار از لابلاى كتاب او به خوبى بازشناخت و شايد به همين علت بوده كه به محض اينكه سياحتنامه او را مؤيد الاسلام كاشانى مدير حبل المتين در كلكته به چاپ رسانيد ، ديرى نگذشت كه در اسلامبول ، بوشهر و مصر چاپهاى متفاوتى از كتاب او انتشار يافت و فروش آن در ايران غدغن شد . گرچه مىدانيم عيب كوچكى در اين كتاب نهفته و آن اين است كه چون زبان مادرى نويسندهء كتاب آذرى است ، او در تحرير سياحتنامهاش زبان فارسى فاخرى ندارد و برخى از لغات را نامأنوس ايراد مىكند . اما ديد اجتماعى نويسنده به حدى بالا و و الا است كه هيچگاه خواننده در كتاب او به دنبال فصاحت و بلاغت نثر او نيست . اما نمىتوان انتظار داشت كه تمام سفرنامهها و سياحتنامهنويسان همانند تقى يف در كار خود آگاه باشند . و بسيارى از اين نويسندگان در آن روزگار شيوه درستى در كار نگارش ندارند . و در مواردى چند نيز ديده شده كه بسيارى از آن نويسندگان اصلا توجهى به مردم نداشتهاند . با تمام تفاصيل بنابر آنچه گذشت تا ما مجموعه كامل سياحتنامهها ، سفرنامهها ، گزارشهاى رسمى و غير دولتى دوران قاجاريان را به چاپ نرسانيم ، نمىتوان قبول كرد كه بتوان تاريخ اجتماعى و اقتصادى ايران آن دوره را به خوبى بازشناخت « 3 » زمينه شناخت اجتماعى و اقتصادى دوره قاجاريان بسيار است و باز اشاره مىكند كه پس از گزارشهاى رسمى دولتى و برخى از گزارشها ، يعنى گزارشهايى كه بهعنوان روزنامههاى هر شهرى به مركز ارسال كردهاند ، باز بهترين و موثقترين اسناد منابع تاريخ ايران در آن روزگار همين سفرنامهها و سياحتنامههايى است كه برخى از آنها را چاپ كردهايم و هنوز نسخ بسيارى از آنها در ايران و خارج بجا مانده كه اگر اجازه چاپ بدهند و اگر امكان چاپ آنها باشد سالهاى سال وقت لازم است كه اين منابع به چاپ برسد و در اختيار مردم ايران و تاريخنگاران و محققان قرار بگيرد . يكى از رجال سرشناس و نيكنام دوره ناصرى و مظفرى كه از او سفرنامه كوچكى مانده و سفرنامهاش شامل اطلاعات تاريخى و جغرافيايى خوبى از منطقه كويرى ايران است ، صفاء السلطنه نائينى است . ميرزا على خان صفاء السلطنه نائينى سفرنامه خود را كه به چند نام معروف است ( سفرنامه خراسان « تحفة الفقرا » و « سفرنامه عراق عجم » ) در سال 1300 - 1299 ه . ق از مشهد شروع كرده و از راه رباطات كوير ايران از طريق : مشهد ، تربت حيدريه ، ساغند ، طبس ، چهارده ، يزد ، اردكان ، نائين ، اردستان ، كاشان ، قم و حضرت عبد العظيم به تهران ، به رشته تحرير درآورده است . نويسنده مانند بسيارى از رجال دوره ناصرى و مظفرى اين سفرنامه را به قصد خاصى تحرير نكرده است ، چرا كه اگر چنين مىبود او مىبايد شرح سفر خود از تهران تا مشهد را هم مىنوشت .
--> ( 3 ) - بهطور مثال بايد از كتاب ارزشمند « شورشى بر امتيازنامهء رژى » ياد كرد . اگر مؤلف تمام اسناد شورش رژى را در اختيار مىداشت با دقت نظرى كه او دارد بعيد نبود ما را از كارهاى ديگر در اين زمينه بىنياز كند . اما وى فقط اسنادى را كه در اختيار داشته مورد تجزيه و تحليل علمى قرار داده ؛ در صورتى كه هنوز اسناد چاپ نشده در اين زمينه بسيار است كه خوشبختانه كاغذ حناى سرسوگلىهاى رجال دستاندركار نشده است .